سرنوشت

به سرنوشت بگویید
اسباب بازی هایش بی جان نیستند
آدم اند
می شکنند
آرام تر
می بهشت ننوشم زجام ساقی رضوان/مرا به باده چه حاجت که مست بوی تو باشم

به سرنوشت بگویید
اسباب بازی هایش بی جان نیستند
آدم اند
می شکنند
آرام تر
اما نه نعمتش راازمن گرفت ونه گناهانم رافاش کرد!
اگر اطاعتش راکنم چه میکند؟!
دکترعلی شریعتی
امروز اولین امتحانو دادم
بد نبود
روی تخته کلاس حوزه امتحانیمون نوشته بود:
به خوش تیپ های عالم بگویید...آخرین تیپ کفن است!!



این دفعه که برم سعی میکنم عکسای بهتری بگیرم



عیدتون مبارک باشه...امیدوارم همتون سال خوبی داشته باشید..

گفت:بگو ضمیرها را
گفتم:من من من
گفت:فقط من؟
گفتم:بقیه رفته اند...
ای حسرت روزهای شیرین درمن
بی مهری انسان معاصر درتوست
تنهایی انسان نخستین در من

شعراز:میلادعرفان پور
پشت خونه مامان بزرگه

اینم جنگل گلستان تو راه مشهد
جاتون خالی خیلی خوش گذشت

عکاس: خودم



بااینکه خودم جز این نسل نبودم اما خوشم اومد ازش
منتظر نظرات شما هستم

توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیماسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم
مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را
آب روشن شد و عکس قمر افتاد درآب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را
کوفه شد، علقمه شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را
تا خجالت بکشد، سرخ شود چهرهء آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را
ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را
آب مهریهء گل بود والا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را
روی دست تو ندیده است کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را
سید حمیدرضا برقعی